لغت نامه دهخدا
راهجرد. { ج } (اِخ ) دهیست از دهستان شراء بخش سیمینه رود شهرستان همدان واقع در 70 هزارگزی جنوب خاوری همدان ، کنار رودخانه ٔ قراچای . این ده در جلگه قرار گرفته و هوای آن معتدل است و 795 تن جمعیت دارد که همگی بکشاورزی و گله داری مشغولند. آب راهجرد از چشمه و رودخانه ٔ قره چای تأمین میشود و محصول عمده ٔ آن غلات و لبنیات است . صنایع دستی زنان قالی بافیست . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج( 5).
این روستا راهجرد نام دارد. اغلب ساکنین آن باهم
نسبت فامیلی دارند که روستا بالغ برپنجاه خانوار دارد و جمیعت آن سیصد نفراست که شغل انها کشاورزی و دامداری است. دارای سه محله رحیمی وسلیمی و عباسی
است که تعداد رحیمیها بشتراست که یک مدرسه ابتدایی به نام فارابی دارد که دانش
اموزان آن نزدیک صد نفر است فقط این روستا تلفن و گاز دارد و از ریش سفیدان روستا
می توان اقای حاج عابدین رحیمی حاج کریم رحیمی وحاج امیراله عباسی را نام برد. و این روستا در
دوران دفاع مقدس نیز دو شهید تقدیم انقلاب نموده است. به نام غلام حسن رحمتی و شهید
محمدی یادشان گرامی باد.
آتشکده برزوی راهجرد(راهگرد)
این آتشکده در 12 کیلومتری راهجرد در فاصله 42 کیلومتری جنوب شرقی شهر قهاوند و 65 کیلومتری شمال اراک قرار دارد.
بنای آن ساسانی ساخته شده است.و معماری آن به صورت نمادین نشان دهنده یک آتشکده ساسانی است. نمای آن از آجر و سنگ است. واز آتشکده نیم ور کوچکتر است. از لحاظ ساختمانی مانند چهار طاقیهای این دوره در فارس ونقاط دیگر است.
در این وبلاگ، از نقاشی و داستان مینویسم، و از گویشها، ضربالمثلها و خاطراتی که در کوزره و دیگر روستاهای شِراء در دل مردم جاریاند.